تحلیل ساختار یارانههای انرژی در ایران و پیامدهای آن به وضوح نشان میدهد که این سیستم به بحران ناترازی انرژی دامن زده است. در این راستا، دو مفهوم کلیدی از سوی دارون عجماوغلو و سایمون جانسون در کتاب «قدرت و پیشرفت» قابل توجه است: «نگاه» (Vision) و «قدرت اقناع» (Persuasion Power).
نگاه به یارانههای انرژی
«نگاه» به یارانههای انرژی در ایران به وضوح تحت تأثیر این باور است که انرژی (نفت و گاز) ثروت ملی و حق شهروند است. این نگاه به توجیه یارانههای بنزین و مصارف شخصی و خانگی کمک میکند. در عین حال، زمانی که صحبت از یارانههای انرژی به صنایع میشود، این نگاه به شکل دیگری تغییر میکند: «انرژی ارزان مزیت صنعت ایران است.»
بیشتر بخوانید: NTSB خواستار استانداردهای جدید ایمنی برای کشتیهای بدون خدمه شد
قدرت اقناع و تأثیر آن بر سیاستها
قدرت اقناع در این زمینه وابسته به قدرت ایدههاست. این ایدهها میتوانند با توسل به احساسات ملیگرایانه توجیه شوند. به عنوان مثال، نابرابری توزیع یارانه در بحث عمومی کمتر دیده میشود و بحثهای سیاستی بیشتر بر روی قیمت و سازوکار افزایش قیمت متمرکز است. در سال ۱۳۹۸، افزایش ناگهانی قیمت بنزین و پرداخت یارانه به دهکهای پایین، نمونهای از این قدرت تعیین دستورکار است.
با این حال، نبود نیروهای سازمانیافته مانند اتحادیههای کارگری، رسانههای مستقل و احزاب سیاسی در ایران، منجر به افزایش اعتراضات اجتماعی شده است. این اعتراضات به دلیل عدم وجود گزینههای دیگر، به عنوان تنها راه برای معترضان باقی مانده است.
نتیجهگیری
اجمالاً، یارانههای انرژی در ایران به نفع دهکهای بالای درآمدی و صنایع انرژیبر است. این ساختار به دلیل عدم وجود قدرتهای متقابل در سیاستگذاری، به بحران ناترازی انرژی منجر شده است. این فرآیند به وضوح نشاندهنده نیاز به بازنگری در سیاستهای انرژی و توزیع یارانهها در کشور است.
بیشتر بخوانید: دستاندرکاران صنعت کشتیرانی در اجلاس موناکو به بررسی چالشها و فرصتها پرداختند · Evalend Shipping گزینه چهارم کشتی جدید را در Dajin Heavy لغو کرد




