سهیل، سوختبر اهل روستای شهرستان ریگان در استان کرمان، از سال ۱۳۸۸ به دلیل بیکاری و فقدان شغل به این مسیر پرخطر روی آورده است. او میگوید: «با وجود اینکه از سال ۱۳۸۸ در این خطم و کار سوختبری میکنم، هنوز حتی یک خانه هم برای خودم ندارم و در خانه پدرم زندگی میکنم.»
موانع و چالشهای سوختبران
سهیل در ادامه توضیح میدهد که درآمد ماهیانه او تنها به اندازه تأمین مخارج ابتدایی خانوادهاش است. او در هر سفر بین شهرستان بم و ایرانشهر به اندازه پنج بشکه سوخت بار میزند و اگر از خطرات مختلف، مانند دزدی و تصادف در امان بماند، حدود ۱۰ میلیون تومان به دست میآورد. اما در این میان، ۱۵۰ میلیون تومان نیز سهم مندیدار، یعنی فردی که سوخت را بهصورت قرضی در اختیار او گذاشته، خواهد بود.
بیشتر بخوانید: کاهش قابل توجه دزدی دریایی جهانی به کمترین سطح از ۱۹۹۲
او در مورد شرایط زندگی خود و خانوادهاش میگوید: «ما تعدادی درخت خرما داریم، اما به دلیل کمبود آب نمیتوانیم آنها را آبیاری کنیم و به کشاورزی ادامه دهیم. هیچ کار و درآمد دیگری ندارم و مجبورم سوختبری کنم.»
حوادث مرگبار و تلخی زندگی سوختبران
سهیل به حوادث ناگواری که برای سوختبران رخ میدهد، اشاره میکند و میگوید: «بسیاری از افراد در مسیر سوختبری تصادف کرده و جان خود را از دست میدهند. برای فرار از دزدان یا مأموران، با سرعت بالایی رانندگی میکنند و این خطرات این شغل را دوچندان میکند.» او همچنین به حادثهای اشاره میکند که در آن یک پسر ۱۷ ساله در آتشسوزی ناشی از تصادف جان باخت.
همسر سهیل نیز با اشاره به وضعیت زندگی در منطقه میگوید: «مردان ما به دلیل بیکاری و نداشتن راه چاره، به سوختبری روی میآورند. هیچکس دلش نمیخواهد روی بمبی سوار شود و جانش را در این مسیر از دست بدهد.»
او تأکید میکند که اگر شغل دیگری وجود داشته باشد، بسیاری از سوختبران حاضر به ادامه این کار نخواهند بود. این مسأله نشاندهنده وضعیت بحرانی اقتصادی در این منطقه و ضرورت توجه به نیازهای شغلی و معیشتی مردم آن است.
در نهایت، سهیل به خطرات شدید این شغل اشاره کرده و از همراهی همسرش در سفرهای سوختبری میگوید: «او میگوید نمیخواهم تو را در جاده تنها بگذارم؛ اگر قرار است بمیریم، با هم برویم و بمیریم.»
بیشتر بخوانید: طرح مدیریت مشترک تنگه هرمز به پیشنهاد طارق ام. یوسف و پل دی. دایر · کشف ۶۰ هزار لیتر گازوئیل قاچاق در اهواز توسط پلیس خوزستان




