ناترازی برق در ایران به یکی از چالشهای جدی و ساختاری کشور تبدیل شده است. در سال ۱۴۰۴، این ناترازی به حدود ۲۰ هزار مگاوات رسید، در حالی که تقاضای برق از مرز ۸۰ هزار مگاوات عبور کرده و توان تأمین شبکه تنها حدود ۶۰ هزار مگاوات بود. برای جبران این شکاف، طرح افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر به عنوان یکی از راهحلهای کلیدی مطرح شد و وعده احداث ۷ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی داده شد.
وعدهها و واقعیتها
طرح ۷ هزار مگاواتی نیروگاههای خورشیدی در ۵ مردادماه ۱۴۰۴ با مصوبه شورای اقتصاد کلید خورد. تأمین مالی این طرح قرار بود از محل منابع صندوق توسعه ملی انجام شود. در اواخر مردادماه ۱۴۰۴، رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) از آغاز اجرای فوری این طرح خبر داد و آن را برنامهای جامع برای کاهش ناترازی برق کشور معرفی کرد. اما با گذشت زمان، تنها ۲۰۰۰ مگاوات از ظرفیت مورد نظر محقق شد که کمتر از ۳۰ درصد هدف تعیینشده است.
بیشتر بخوانید: وضعیت بحرانی معیشت در چانف سیستان و بلوچستان
تکرار وعدهها و عدم تحقق اهداف
روند پیشرفت این طرح، با وعدههای مکرر و عدم تحقق اهداف همراه بوده است. رئیس ساتبا در اردیبهشتماه ۱۴۰۴ وعده داده بود که ظرفیت نصب شده تا اواخر شهریور به ۵ هزار مگاوات، تا پایان پاییز به ۷ هزار مگاوات و تا پایان زمستان به ۱۰ هزار مگاوات خواهد رسید. اما پس از گذشت ۷ ماه، بهجای تحقق این اهداف، تاریخهای جدیدی برای تحقق وعدهها اعلام شد. اکنون در شهریور ۱۴۰۵ قرار داریم و تازهترین آمار ساتبا نشان میدهد که ظرفیت احداثشده این طرح تنها به ۲۰۰۰ مگاوات رسیده است.
این روند، فقط مختص طرح ۷ هزار مگاواتی نیروگاههای خورشیدی نیست. طرح تجهیز ۱۲ هزار مدرسه به نیروگاههای خورشیدی نیز روال مشابهی را طی کرده است. در حالی که وعده بهرهبرداری کامل این طرح تا پایان شهریور ۱۴۰۵ داده شده بود، اکنون تنها حدود ۱۳۰۰ مدرسه به این نوع نیروگاهها تجهیز شدهاند که نشاندهنده فاصله قابل توجهی با اهداف اولیه است.
چالشهای مالی و تأمین منابع
با توجه به تخصیص حدود ۱ میلیارد دلار از منابع صندوق توسعه ملی برای طرح ۷ هزار مگاواتی، سوالی که مطرح میشود این است که چرا با این میزان سرمایهگذاری، پیشرفت طرح به صورت متناسب نبوده است. ساتبا اخیراً عدد ۲۰۰۰ مگاوات را به عنوان ظرفیت احداثشده از این طرح اعلام کرده است، که نشاندهنده تحقق ۲۸ تا ۳۰ درصد از کل پروژه است.
در شرایطی که ناترازی برق و گاز در زمستان پیشرو به یک بحران جدی تبدیل شده، باید دید آیا وعدههای تکراری میتوانند پاسخی برای خاموشیها و مشکلات تأمین انرژی باشند. اگر موانع جدی برای پیشرفت طرحها وجود دارند، چرا مقامات به جای تعیین تاریخهای جدید، به رفع این موانع اقدام نمیکنند؟ این سوالات و چالشها میتواند به بیاعتمادی عمومی و سرمایهگذاران منجر شود.
بیشتر بخوانید: عزل مهران یزدانخواه پس از اعتراض به فساد در پتروشیمی مروارید · سرنوشت غمانگیز اوراق مشارکت پتروشیمی هرمز و اضافه شدن یک صفر




