ضرورت ناامن کردن منطقه خزر برای کاهش عرضه نفت اسرائیل به عنوان یک راهکار در جنگ انرژی مطرح شده است. بستن تنگه هرمز و بابالمندب از اهمیت ویژهای برخوردار است، اما این اقدامات بهتنهایی نمیتواند بهطور کامل تنشهای انرژی را مدیریت کند.
بازدارندگی واقعی در جنگ انرژی
در جنگ انرژی، برنده واقعی کسی است که بتواند هزینههای طرف مقابل را افزایش دهد و او را مجبور به عقبنشینی حسابشده کند. تنش در جنوب غرب آسیا نمیتواند تنها با تهدیدات کلی یا بستن یک گذرگاه حل شود. بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که به نقاط حساس واقعی طرف مقابل آسیب برسد. این موضوع بهویژه در مورد زنجیره تأمین انرژی اسرائیل صدق میکند.
بیشتر بخوانید: U-Ming Marine Transport سرمایهگذاری ۳۱۲ میلیون دلاری در شش کشتی باری جدید را آغاز کرد
پاسخ مؤثر و تغییر بازی
با توجه به اینکه تعهدات منطقهای، دریایی و انرژی بارها نقض شده است، پایبندی یکطرفه فقط بازدارندگی را تضعیف میکند. پاسخ مؤثر باید به گونهای باشد که بازی را تغییر دهد و نه اینکه صرفاً یک واکنش نمایشی و کوتاهمدت باشد. به همین دلیل، بستن تنگه هرمز هرچند مهم است، اما به تنهایی کافی نیست.
بازار نفت تنها با واقعیت عرضه نمیچرخد، بلکه با انتظارات نیز حرکت میکند. اگر اختلال در عرضه نفت تنها چند روز یا یکی دو هفته به طول بینجامد، بازار میتواند با ذخایر، مسیرهای جایگزین و مدیریت روانی این شوک را تا حدی جذب کند. در این شرایط، ایجاد ناامنی در منطقه خزر میتواند بهعنوان یک استراتژی مؤثر برای افزایش هزینههای تامین انرژی اسرائیل مطرح شود.
بیشتر بخوانید: تحلیل شورای روابط خارجی: آمریکا باید به ایران امتیاز بدهد · کویت روزانه ۲ میلیون بشکه نفت تولید میکند که ۷۵ درصد ظرفیت پیش از جنگ است




