مدیریت ناترازی انرژی در کشور نیازمند بازنگری بنیادین در مفاهیم سیاستگذاری است. باید مرز مشخصی میان «عدالت» و «مساوات» قائل شد. اعمال مساوات در قطعی برق و گاز به معنای اعمال محدودیتهای یکسان برای تمامی صنایع فارغ از ماهیت و حساسیت آنها، رویکردی است که در عمل میتواند به بیعدالتی و تخریب پایههای تولید منجر شود.
عدالت در سیاستگذاری صنعتی
عدالت در سیاستگذاری صنعتی به معنای قرار دادن هر چیز در جایگاه واقعی خود و لحاظ کردن تفاوتهای ساختاری و میزان آسیبپذیری فرآیندهاست. در حالی که صنعت فولاد کشور در سالهای اخیر با چالشهای جدی در زمینه تامین پایدار انرژی روبرو بوده، اتخاذ سیاستهای یکسان میتواند تبعات جبرانناپذیری برای بخشهای حساس و استراتژیک این صنعت و کلیت اقتصاد کشور داشته باشد. رویکرد عدالتمحور ایجاب میکند که واحدهای تولیدکننده فولادهای آلیاژی و خاص از هرگونه محدودیت برق و گاز در فصل سرد سال جاری بهطور کامل معاف شوند.
بیشتر بخوانید: دولت ترامپ در حال بررسی بازگشت گاز روسیه به بازار اروپا
پیامدهای محدودیت انرژی برای فولاد آلیاژی
تولید فولادهای آلیاژی به فرآیند پیچیده و پیوسته متالورژیکی نیاز دارد که نادیده گرفتن آن میتواند به خسارات سنگین و غیرقابل جبران منجر شود. کوچکترین وقفه یا اختلال در تامین انرژی میتواند به بروز خسارات جدی به تجهیزات و جریان تولید منجر شود. به عنوان مثال، حفظ دماهای کاملاً کنترلشده در کورههای ذوب و زمانبندی دقیق در تجهیزات متالورژی ثانویه از جمله موارد حیاتی در این فرآیند است. قطع جریان برق و گاز نهتنها شوکی ویرانگر به خطوط تولید وارد میکند، بلکه میتواند منجر به انجماد مذاب در پاتیلها شود.
از منظر اقتصاد کلان و نیازهای صنعتی کشور، اجرای عدالت توزیعی نیازمند نگاهی استراتژیک به صنعت فولاد آلیاژی است. در حال حاضر ایران با مازاد تولید در بخش فولادهای کربنی و ساختمانی مواجه است و اعمال محدودیتهای انرژی برای کارخانجات تولیدکننده این نوع فولادها، اگرچه نادرست است، اما بحران کمبود ایجاد نخواهد کرد. اما در حوزه فولادهای آلیاژی، شرایط بهطور کامل متفاوت است و کشور در این بخش با کمبود و وابستگی به واردات مواجه است.
صنایع گلوگاهی و حساس کشور از جمله خودروسازی، ماشینسازی و پتروشیمی وابستگی مطلق به فولادهای آلیاژی دارند. این محصولات به دلیل ماهیت استراتژیک و غیرقابل جایگزینی که دارند، اگرچه سهم کمی از مصرف انرژی کشور را به خود اختصاص میدهند، اما ارزش افزوده بالایی را خلق میکنند. به همین دلیل، اعمال کوچکترین محدودیت انرژی برای این کارخانجات میتواند ضربهای مهلک به اقتصاد ملی وارد کند.
در شرایط ناترازی انرژی، اِعمال محدودیت برای صنعت فولاد آلیاژی یک خطای راهبردی است. تحقق عدالت صنعتی ایجاب میکند که فصل نوینی در اقتصاد کشور تحت عنوان «فولاد آلیاژی» گشوده شود و از یکسانانگاری مخرب میان فولادهای آلیاژی و کربنی اجتناب گردد. تداوم و استمرار تولید در این بخش حیاتی، تضمینکننده پویایی و استقلال تمامی صنایع کلیدی کشور است.
بیشتر بخوانید: تداوم صادرات محصولات دامی ایران با وجود جنگ و تحریمها · محمدعلی دهقاندهنوی: ظرفیت صادراتی ایران فراتر از عملکرد کنونی است




